تبلیغات
روان شناسی - مطالب شهریور 1395
 
روان شناسی
من از یاد دادن آنچه كه یاد گرفته ام، هرگز خسته نشده ام. این تنها خدمت ناچیزی است كه می توانم آن را به خود نسبت دهم
 
 
پنجشنبه بیست و پنجم شهریورماه سال 1395 :: نویسنده : علی رضا دره زرشکی

 این راهکارها برای موقع امتحان‌های میان ترم و پایان ترم است. شما حتما کارهای لازم را در چند روز پایانی می‌کنید، مثل دوستی الکی با آنهایی که ردیف جلو، زیر گلوی استاد می‌نشستند و حتی از سرفه او هم یادداشت‌برداری می‌کردند. و همچنین دادن چند ورقه تمرین کلاسی یا کپی پروژه به استاد. این تجربیات که در حال حاضر هم در حال استفاده از آنها می‌باشم و با عوض‌شدن ورژن مراقبان و همچنین آپدیت‌شدن مسئولان امتحانات، کارایی خود را از دست نداده است، در اختیار شما جوانان این مرز و بوم قرار می‌دهم… باشد که به کار آید:

1- روش خطرناک و ریسک‌پذیر تقلب از بغل دستی… البته مواظب باشید مثل این رفیق ما اسم و فامیل متقلوب (کسی که از روی او تقلب می‌شود!) را روی برگه خود ننویسید.

2- روش جدید استفاده از موبایل… البته باید یک نفر از بیرون، نمونه سوال‌ها را داشته باشد و جواب‌ها را به ترتیب برای شما بخواند، به نحوی که لازم نباشد شما در موبایل چیزی بگویید.

3- برای امتحان زبان (مخصوصا زبان فنی) می‌شود از موبایل‌های نوکیای سیمبیان و برنامه دیکشنری استفاده کرد.

4- نوشتن در کاغذهایی با ابعاد ریز و پنهان‌کردن آنها در تمام مخفیگاه‌های بدن (منظور از مخفیگاه: جیب، زیر بند ساعت، توی قسمت پاره شده کاپشن و… می‌باشد).

5- با چند نفر هماهنگ کنید تا به نوبت، مخ نزدیک‌ترین مراقب را (با سوالات درسی و این‌که برگه ما ناخواناست) به بازی بگیرد و شما در پشت او به تقلب بپردازید.

6- این روش را گفتن نگو تا آک بماند، ولی ما چون تک‌خوری در مراممان نمی‌گنجد، می‌گوییم…. نیم ساعت قبل از امتحان صندلی‌ها مشخص می‌شود… شما می‌توانید زودتر مستقر شده و فرمول‌ها و نکات مهم و… را روی میز بنویسید.

7- گذاشتن جزوه زیر صندلی هم می‌تواند آرام بخش باشد.

8- اگر در امتحانی مطمئن بودید که ناک اوت هستید و نمره نمی‌آورید، دل را به دریا زده و از روی برگه همه نگاه کنید و تذکرات مراقب را به چشم چپتان هم حساب نیاورید.

9- در سوالات تستی می‌شود از همان روش قدیمی نشان دادن گزینه‌ها با انگشتان دست استفاده کرد.

10- می‌توانید با دادن یا گرفتن تقلب به هم‌کلاسی موردنظر در حین امتحان، مخ او را هم بزنید تا دو نشان را با یک تیر زده باشید. (این موردی که گفتیم جزو تقلب نیست ولی خوب، درس زندگی که هست و ما در راستای تسهیل در امر خطیر (!) ازدواج بر خود دیدیم که آگاه‌سازی نماییم. مسئولیت استفاده از این روش در اموری به غیر از ازدواج بر عهده خود شخص است و نگارنده هیچ عقوبت دنیوی و اخروی را عهده‌دار نمی‌شود!)

11- عوض‌کردن پاسخ نامه هم در زمانی که مراقب محترم امتحان در خماری به سر می‌برد و یا در حال صرف‌کردن چای است، یکی از گزینه‌های پیش روی شماست.

12- این روش در مورد مراقبین خوب و با مرام است. اجازه بگیرید و به توالت رفته و به راحتی کتاب و جزوه را مرور کنید (در دانشگاه سابق ما، چنین فرشته‌هایی حضور داشتند)… تبصره: لامصب بعضی از سوالات در هیچ جا اعم از کتاب یا جزوه نیست. در مورد سوالاتی که در هیچ جا نیست، می‌توانید بعد از امتحان به همراه هم‌کلاسی‌ها به لب دریا یا دریاچه یا جنگل و یا هرجای خلوت دیگری رفته، و با صدای بلند فامیل و بستگان استاد را مورد لطف قرار دهید تا سبک شوید.

13- نوشتن نامه خواهش و تمنا و یا فدایت شوم عجب بالی عجب دمی داری استاد… و این‌که من الیورتوئیست هستم و کسی را ندارم و از پشت کوه به دانشگاه می‌آیم و پدربزرگ پسرعمه‌مون فوت شده هم در انتهای پاسخ نامه گاهی دل استاد را به رحم می‌آورد!

و این بود روش‌های تقلب من. این روش‌ها را می‌توانید به صورت مجزا و یا توأم به کار برید. روش‌های دیگری هم بود که در این مجال نمی‌گنجد.

در آخر هم یادآور می‌شوم که اگر به جای این همه ول گشتن و فیس بوک گردی و کارهای دیگه، فقط کمی درس بخونیم به این روش‌ها محتاج نمی‌شویم. (این هم از پند اخلاقی پایان کار)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه بیست و پنجم شهریورماه سال 1395 :: نویسنده : علی رضا دره زرشکی

ارتباط، اصل اساسی زندگی زناشویی و خانوادگی است. ارتباط بین فردی صمیمی رنگ مثبت و شادی بخشی به جو حاکم خانواده می دهد در عوض تعامل های حاکی از انتقاد و سرزنش کردن حاوی رنگ های منفی هستند. نتیجه تحقیقات مختلف نشان داده است که در شرایط استرس زا، ارتباط زناشویی 30درصد تحت تاثیر قرار می گیرد و رفتارهایی مانند، انتقاد، تهدید و رفتار دفاعی داشتن افزایش می یابد و علاقه و صداقت متقابل کاهش می یابد.

رعایت اصول ساده ای که در پایین آورده می شود کمک می کند که ارتباط زناشویی را از تاثیرات منفی استرس حفظ کنیم. این اصول کمک می کند از تعارضات و عدم درک متقابلی که در نتیجه موقعیت های استرس زا به وجود می آید پیشگیری کنیم.


۱-گوش دادن فعالانه

یکی از مهمترین اصول ارتباط گوش دادن فعالانه است. اگر چه این نوع گوش دادن واضح به نظر می رسد اما در واقعیت ما همیشه همچنان که باید گوش نمی دهیم.

گوش دادن فعال به معنی علاقه مند بودن به آنچه شخص مقابل به صورت فعالی می گوید است. این به این معنی نیست که ما باید با هر چیزی که گفته می شود موافقت کنیم. آنچه ما باید انجام دهیم این است که امکان اظهار دیدگاه و مشکل را به شخصی که در حال صحبت است بدهیم. علاوه بر این، گوش دادن فعال شامل، علاقه خالصانه، تماس چشمی، موقعیت بدنی متمایل، اشاره سر، اجتناب از فاصله و قطع کردن سخنان طرف مقابل است. گام بعدی گوش داددن فعال، خلاصه کردن سخنان طرف مقابل با کلمات خودمان است. ارائه سخنان طرف مقابل با کلمات خودمان می تواند نشان دهد که  به درستی هر آنچه که طرف مقابل گفته درک کرده ایم.

 

در گوش دادن فعال موارد پایین رعایت شود:


   -  داشتن تماس چشمی اما نه خیره شدن

   -   موقعیت بدنی راغب(متمایل)

   -   اشاره سر، نشان دادن توجه

   -   حفظ آرامش و منتظر ماندن تا زمانیکه چیزی گفته شود

   -   قطع نکردن صحبت های طرف مقابل و تفسیر نکردن

   -    خلاصه کردن آنچه طرف مقابل گفته است.


ارتباط نادرست


       -  نگاه نکردن به طرف مقابل

       - دوری کردن

       -  غفلت کردن

       - سخنرانی کردن

       - قطع کردن صحبت های طرف مقابل

       -   نگاه کردن به تلویزیون بدون توجه به همسر

       -  متهم ساختن

       -  رفتار تمسخر آمیز


همدلی نقش مهمی در گوش دادن فعال بازی می کند. همدلی به ما کمک می کند تا خودمان را به جای طرف مقابل بگذاریم تا از این طریق احساسات و تفکرات فرد را درک کنیم.


2-     هماهنگ و سازگار باشید

بخش های کلامی و غیر کلامی پیام باید هماهنگ باشد. یعنی اینکه احساساتی که شما در چهرتان نشان می دهید باید با آنچه که در همان لحظه می گویید منطبق و هماهنگ باشد.


3-   دقیق باشید

باید تمام تلاشمان را بکنیم که در آنچه می خواهیم بگوییم دقیق باشیم


4-     از اظهارات من استفاده کنید

مثال) تو  خیلی خسته کننده ای، چون همیشه مرا نگران می کنی. به (من خیلی نگران شدم وقتی سروقت خونه نیامدی).

 

ارتباط در مواردی که تعارض پیش می آید

تعارض همیشه اتفاق می افتد و اجتناب از آن خیلی سخت است. اما تعارض ها در خانواده نباید منجر به این شود که اعضای خانواده داد بزنند، هر کسی به اتاق خودش رود و در را محکم ببندد. اولین گام می تواند توسط تمرین ارتباط درست برای اجتناب از تعارض ایجاد شود. در این مواقع سعی کنید: 

1-      آرام باشید

اجازه ندهید خشم و عصبانیت بر شما غلبه کند. موقعیت را تا حد امکان قبل از اینکه آن را ارزیابی کنید، بی طرفیتان را حفظ کنید.  در این مواقع یک تایم اوت برای خودتان در نظر بگیرید. نفس عمیق بکشید. به آرامی تا 100 بشمارید تا آرام شوید.

2-     داد نزنید

 با تن صدای آرام و شمرده حرف بزنید

3-    از هرگونه تعمیم اجتناب کنید

از اظهاراتی مانند، همیشه، هرگز، اجتناب کنید. تعمیم فقط در نادرترین موارد وجود دارد.

4-     به شخص مقابل بگویید چه احساسی دارید

شخص مقابل باید بداند شما چه چیزی نیاز دارید. عقیده و احساستان را ابراز کنید. (من خیلی نگرانت میشم وقتی دیر به خونه می آیی.)(وقتی برادر کوچکت را اذیت می کنی ناراحت می شوم).

5-     اجازه بده طرف مقابل حرفش را بزند

به طرف مقابلتان اجازه دهید تا حرفش را بزند. با عجله درباره او نظر ندهید. تنها بعد از گوش دادن به دیدگاه طرف مقابلتان می توانید به درستی  قضاوت عینی و درستی انجام دهید

ارتباط همدلانه

همدلی، توانایی درک احساس شخص دیگر است.  توانایی اینکه مسائل را بتوانیم از زاویه نگاه او ببینیم. همچنین، این توانایی شامل انتقال توجه از خود و فعالیت هایمان به شخص دیگر است.

برای همدلی باید تلاش کنیم تا خودمان را به جای دیگری بگذاریم و دنیا را از چشم او ببینیم. سعی کنیم تصور کنیم که آنها در همان لحظه چه تجربه و حسی دارند. مولفه اصلی در همدلی باید سعی در درک شخص دیگر باشد.

تاثیر مثبت همدلی

شخصی که با او همدلی می شود احساس درک شدن، پذیرفته شدن، مورد عشق، دوست داشتنی بودن و مهم بودن می کند. اظهار فعالانه همدلی باعث می شود این احساس در فرد مقابل ایجاد شود که با ارزش است. این تجربه افراد را صمیمی تر می کند. مدیریت و حل مسائل را آسان تر می کند. همدلی صمیمیت و علاقه مندی در ارتباط زناشویی را افزایش می دهد.

 

چه چیزی مانع همدلی می شود؟

مهمترین موانع، فعالیت ها و روابط سخت خودمان است. برای خیلی از ما مشکل است که خودمان را از تفکرات مان رها کنیم و سعی کنیم دنیا را از طریق چشمان دیگران ببینیم.

هنگامی که از شخصی عصبانی هستیم در دنیای خودمان غوطه وریم. احساس تهدید می کنیم. به جای اینکه خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم گرایش به حمله و حالت دفاعی داریم. همین منجر به افزایش تعارض هایی می شود که می توانستیم از طریق همدلی از آن پیشگیری کنیم. کسانی که می توانند خودشان را به جای دیگران بگذارند بهتر می توانند همدلی کنند. همدلی، آنها را مهار می کند و از واکنش های پرخاشگرانه پیشگیری می شود.

ممکن است مردان بعضی از موانع را داشته باشند اگر آنها معتقد باشند که احساسات مختص زنان است و صفتی زنانه است. آنها ممکن است معتقد باشند که مردانگی از طریق قدرت و منطق نشان داده می شود و هیچ جایی برای احساسات در آن وجود ندارد. امروز، این موانع یک ایده کهنه متعلق به کمتر از 20 سال پیش انگاشته می شود. اما اینها هنوز هم در ذهن بعضی از مردان وجود دارد.


چگونه می توان همدلی را یاد گرفت؟

همه ما می توانیم یاد بگیریم چگونه با دیگران همدلی کنیم. 4 گامی که در پایین آورده می شود برای یادگیری همدلی بسیار مناسب است:

1-   همان احساسات را نشان دهید

اگر بتوانیم احساساتمان را بهتر درک کنیم و یاد بگیریم آنها را با دیگران در میان بگذاریم، برای ما آسانتر خواهد بود که احساسات دیگران را بهتر درک کنیم.

2-     اظهار علاقه کردن به دیگران

رفتار همدلانه دلالت بر علاقه صمیمی نسبت به دیگران دارد. این علاقه با سوالاتی درباره آنچه دیگران انجام می دهند و تجربیات آنها شروع می شود. اما شما به همین کفایت نمی کنید و سوالاتتان را ادامه می دهید. او اکنون چه احساسی دارد؟ چه چیزی او را خوشحال، غمگین، ناراحت، عصبانی، یا مغرور می کند؟

3-     خودتان را به جای این شخص تصور کنید

برای درک و همدلی همسرتان باید نهایت تلاشتان را به کار برید تا برای یک لحظه هم دنیا را از چشم او ببینید. سعی کنید نقش فرد مقابلتان را بازی کنید که نقش گیری گفته می شود. برای مثال، من سعی می کنم خودم را در موقعیت/ نقش همسرم بعد از یک روز کاری خیلی سخت بگذارم که دوست ندارد آشپزخانه را به تنهایی تمیز کند. نقش گیری همچنین شامل، اندکی تغییر دادن در دیدگاه است.


4-    قادر به درک احساسات باشید

همدلی خیلی راحت تر خواهد بود اگر شما توانایی خوبی در "خواندن"  احساسات دیگران از  اظهارات چهره ای، تن صدا و حالات بدن باشید. ما می توانیم چنین درک و فهمی از احساسات دیگران را با پرسیدن از خودمان شروع کنیم. برای مثال، همسرتان چگونه نشان می دهد که خوشحال است؟ کودکتان چگونه نشان می دهد که ترسیده است؟

شما چگونه احساساتتان را با بدنتان(میمیک صورت، حالت بدن، حالت چهره) یا با طرز صحبت کردنتان(تن صدا، بلندی صدا) نشان می دهید؟ چگونه اعمالتان را با احساسات گوناگون نشان می دهید؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1395 :: نویسنده : علی رضا دره زرشکی



مردان مدام به برقراری رابطه جنسی می اندیشند. این یکی از تصورات زنان نسبت به مردان است. بله این گفته کاملا واقعیت دارد اما زنان باید آگاه باشند که این یکی از خصوصیتهای بیولوژیکی مردان است.در واقع مردان در طبیعت اینگونه طراحی گردیده اند و نباید به آنها به دید موجوداتی شیطانی نگریست. علت دیگر را میتوان در تبلیغات گسترده رسانه ها در فیلمها و آگهی های تبلیغاتی  جستجو کرد که مدام رابطه جنسی و پورنوگرافی را ترویج میدهند.

انگیزش بصری نقش مهمی در تهییج جنسی مردان ایفا میکند. مردان از لحاظ جنسی موجوداتی بصری هستند اما زنان بیش از آنکه با نگاه کردن و یا لمس کردن از لحاظ جنسی برانگیخته گردند، نسبت به کلام و واژه ها و لحن صدا از خود واکنش نشان داده و برانگیخته میگردند. عدم آگاهی نسبت به این تفاوت بارز میان دو جنس میتواند برای زنان و مردان مشکل ساز باشد.

تخیلات نیز نقش بسیار قدرتمندی در تهییج جنسی مردان ایفا میکند.این بدان معناست که مردان بسیار در مورد رابطه جنسی خیالپردازی میکنند. یافته ها بیانگر آن است که مردان 3 برابر زنان برقراری رابطه جنسی را در رویاهای خود میبینند.

مردان و زنان در سطح انرژی و تمایلات جنسی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. زنان معمولا یک باطری و یا منبع انرژی دارند که تمام کارهای خود را با آن انجام میدهند از قبیل کار، مراقبت و رابطه جنسی. اما مردان یک باطری تعبیه شده یدک صرفا برای برقراری رابطه جنسی همواره در اختیار دارند. بدین مفهوم که یک مرد ممکن است مانند یک دونده ماراتون خسته و ناتوان باشد اما کماکان انرژی کافی برای برقراری رابطه جنسی در اختیار خواهد داشت. اما این سناریو برای زنان هیچ مصداقی ندارد. اما تصور "خیلی خسته برای برقراری رابطه جنسی" بندرت به ذهن یک مرد خطور میکند. این مسئله به ساختار مغزی زن و مرد مربوط میگردد. میل جنسی زنان شدیدا به بخش احساسی و عاطفی مغزشان مرتبط است. میل جنسی مردان کمتر به احساسات مقید است. این تفاوت نیز میتواند تنش جنسی بزرگی را میان زنان ومردان پدید آورد. اما این نیز یک تمایز بیولوژیکی میباشد.

زنان و مردان هر دو تحت تاثیر سیکل هورمونی قرار دارند. اکثر زنان سیکل 28 روزه ای داشته که بروی خلق و خو و تمایلات جنسی آنان تاثیر گذاراست. مردان نیز دارای سیکل بیولوژیکی هستند. مردان دارای انباشت تستوسترون 3 روزه در بدن خود میباشند. یک مرد معمولی دارای سائق جنسی 3 روز در میان میباشد. یعنی تمایل دارد حداقل 3 روز در میان رابطه جنسی داشته باشد. اما این سیکل نیز همچون سیکل زنان در افراد مختلف با یکدیگر تفاوت دارد. البته این موضوع نباید توجیهی برای زیاده خواهی مردان باشد از آنجایی که این تمایلات قابل کنترل میباشد.

خیانت جنسی برای مردان و خیانت احساسی (رابطه صمیمی) برای زنان غیر قابل تحمل است. بدین مفهوم که برای یک مرد حتی تصور خیانت جنسی همسرش میتواند واکنش شدیدی در وی ایجاد کند. اما در زنان بیشتر از این موضوع هراس دارند که نکند همسرشان آنها را رها کرده و عاشق زن دیگری شود.

پیک جنسی (اوج تمایلات جنسی) در مردان در سن 18 سالگی و در زنان در سنین 35 تا 40 سالگی میباشد. یکی دیگر از تفاوتهای  فاحش.

شدت اورگاسم (اوج لذت جنسی) در زنان بیشتر از مردان میباشد.

مدت رسیدن به اوج لذت جنسی در مردان کمتر از 3 دقیقه و در زنان 10 تا 20 دقیقه(حداقل 12 دقیقه) بطول می انجامد.ی کی دیگر از تفاوتهای دردسر ساز.

کاهش تناوب روابط جنسی در مردان وزنان واکنشهای متفاوتی ایجاد میکند: در مردان میل جنسی افزایش یافته، سریعتر تحریک شده و آسانتر به اوج لذت جنسی میرسند اما در زنان کاملا برعکس است بطوری که میل جنسی کاهش یافته، به سختی برانگیخته میگردند و رسیدن به اوج لذت جنسی بسیار دشوار میگردد. یکی دیگر از تفاوتهای مشکل آفرین.

2- روانشناختی:

تفکر غالب در مردان: جدایی (استقلال)، موفقیت، شغل و در زنان: وابستگی(تعلق)، گفتگو و رابطه میباشد.

زنان بیشتر از مردان نگران سلامتی خود هستند.

زنان به پول به چشم ابزار مینگرند اما مردان به عنوان منبع قدرت.

زنان بیشتر از مردان از دیگران در خواست کمک میکنند.

مردان از لحاظ جنسی حسد میورزند زنان از لحاظ احساسی و رابطه صمیمی.

وفاداری در زنان بیشتر از مردان است.

مردان بیشتر به اشیاء و اهداف و زنان به افراد و احساسات علاقه مند میباشند.

مردان هیچگاه در مورد مشکلاتشان صحبت نمی کنند مگر آنکه بخواهند نظر و اندرز یک کارشناس را جویا گردند. درخواست کمک از دیدگاه مردان ضعف تلقی میگردد.

مردان پرخاشگر، جنگجو تر و سلطه جو تر از زنان میباشند.

دغدغه فکری مردان وضعیت مالی و زنان جذابیت فیزیکی است.

مردان بیشتر منطقی، تحلیل کننده و خرد گرا هستند زنان بیشتر خلاق، کل نگر و احساساتی.

برخلاف تصور مردان بیشتر از زنان نسبت به پایان یافتن رابطه آسیب پذیر تر و وابسته تر میباشند و در صورت پایان یافتن یک رابطه خرد میگردند. زیرا مردان معمولا دوستان و پشتیبان احساسی کمتری نسبت به زنان دارند.

مردان نصیحت زنان را به منزله عدم کفایت و شایستگی خود قلمداد میکنند.

مردان برای دلداری دادن زنان آزرده راه حل برای مشکلاتشان ارائه میدهند اما این عمل از سوی زنان بی توجهی به احساساتشان تفسیر میگردد.

تگ‌ها: کاهش میل جنسی ،سرد مزاجی ،بیماری جنسی ،مقاربت ،مقاربت جنسی ،تحریک جنسی ،رفتارهای جنسی ،آمیزش ،ارگاسم در مردان ،اسپرم ،تناسلی ،بیماری مقاربتی ،عقیمی مردان ،انواع بیضه ،بیضه ،بکارت ،جنابت ،اختلال ،بیماری های جنسی ،بارداری ،عادات ماهانه زنان، پرده بکارت ،نات





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه یازدهم شهریورماه سال 1395 :: نویسنده : علی رضا دره زرشکی

آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است.با بحرانی شدن این مسئله به طرح و ریشه یابی و عللی که در این امر دخیل هستند، پرداخته ایم.

 

آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است.

 

روانشناسان و متخصصان، از بین رفتن عشق و علاقه، عدم جذابیت همسر، سهل انگاری همسر، هوسرانی، عقده های جنسی، اخلاق و رفتار غیرقابل تحمل همسر، بی خطر شمردن خیانت، زیاده خواهی و تنوع طلبی را از دلایل اصلی خیانت و بی وفایی همسران به یکدیگر می دانند.

 

اکنون با بحرانی شدن این مسئله به طرح و ریشه یابی و عللی که در این امر دخیل هستند، پرداخته ایم. در زمینه دلایل، نقش جامعه، انواع خیانت و عکس العمل همسران نسبت به این ناهنجاری اخلاقی با دکتر محمد کاظم عاطف وحید، روانشناس و عضو هیئت علمی انستیتو روانپزشکی تهران گفتگو کرده ایم.

 

خیانت بین همسران در حال حاضر به چند شکل دیده می شود؟

 

- خیانت در رابطه خانوادگی دارای انواع و اقسام مختلفی است که عبارتند از:

1- خیانت رفتاری: منظور از خیانت رفتاری این است که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند که بخش اعظم آن را ارتباط های جنسی تشکیل می دهد و در جامعه ما نیز رایج است.

 

2- خیانت ذهنی: افرادی که در فکر و تخیلاتشان مدام به شخصی دیگر می اندیشند و از آنجا که زاده ذهنشان است، آن فرد شخصی ایده آل به شمار می آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می آفریند چرا که آن شخص دایما شریک زندگی اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می شود.

 

3- خیانت کلامی: در این نوع خیانت، زن یا مرد به صورت تلفنی یا اینترنتی یا اینکه در هر موقعیتی که فراهم شود با یکدیگر صحبت کرده و گرم می گیرند. متاسفانه امروزه به دلیل وجود اینترنت، ارتباط جنسی کلامی و حتی ویدئویی وجود دارد که این هم به نوعی، خیانت محسوب می شود. ناگفته نماند این نوع خیانت نوعی انحراف جنسی به حساب می آید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


سلام به وبلاک من خوش اومدید من علیرضا 23 ساله فارغ التحصیل روانشناسی دانشگاه یزد
ساکن یزدم
خیلی خوشحال میشم با نظراتتون من را راهنمایی کنید

مدیر وبلاگ : علی رضا دره زرشکی
صفحات جانبی
نظرسنجی
دوست دارید چه مطلبی بذارم





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
من و تو