تبلیغات
روان شناسی - هدفم چیست؟
 
روان شناسی
من از یاد دادن آنچه كه یاد گرفته ام، هرگز خسته نشده ام. این تنها خدمت ناچیزی است كه می توانم آن را به خود نسبت دهم
 
 
یکشنبه پانزدهم بهمنماه سال 1391 :: نویسنده : علی رضا دره زرشکی

هدف چیست و داشتن آن چه ضرورتی دارد؟ یك هدف چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ آیا هدف باید كمی باشد یا كیفی؟ چگونه می‌توان هدفی را انتخاب كرد؟ بعد از آن‌كه هدف خود را انتخاب كردیم، در ارتباط با آن لازم است چه كاری انجام دهیم؟ و ...

در یك تعریف، هدف وضعیتی است كه می‌خواهیم در آینده داشته باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت‌مان را در آینده تعیین كنیم،‌ ناچار محیط پیرامون‌مان، وضعیت را به ما تحمیل می‌كند. آنچه كه محیط بر ما حكم می‌كند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد. پس چه بهتر كه خود، هدف مطلوب‌مان را معلوم كنیم و به سمتش در حركت باشیم.

انتخاب هدف، یكی از ضرورت‌های زندگی است كه اگر آگاهانه انجام نشود، نا‌آگاهانه صورت خواهد گرفت. یكی از ضرورت‌های انتخاب هدف، این است كه تمركز ذهنی را به همراه خواهد داشت. داشتن ذهنی متمركز، یكی از شرط‌های لازم برای موفقیت است. یك ذهن متمركز قدرت تفكر و خلاقیت دارد و پر از انرژی است، بنابراین می‌تواند در مسایل كنكاش كند و اعماق آنها را ببیند. نقطه روبروی ذهن متمركز، یك ذهن آشفته است. با یك ذهن آشفته نمی‌توانیم كاری از پیش ببریم و تمام انرژی‌مان صرف كارهای بیهوده می‌شود. دلایل عدم موفقیت با یك ذهن آشفته به قرار زیر است:

1) یك ذهن آشفته، لبریز از ایده‌های گوناگون است كه ممكن است با یكدیگر متضاد باشند. بنابراین پرداختن به یك ایده، دیگری را خنثی می‌كند و هر دست‌آورد، دست‌آورد دیگری را از بین می‌برد.

2) دریك ذهن آشفته، یك خط فكری به صورت ممتد جریان ندارد. یك فكر می‌آید و بعد توسط فكری دیگر قطع می‌شود و پس از مدتی كه شخص از مسیر اصلی فكری خود، منحرف شد، به یاد می‌آورد و مجدداً ذهنش را روی موضوع متمركز می‌كند. برای رسیدن به گنج، لازم است كه زمین را تا رسیدن به آن حفر كنیم. كسی كه ذهنی آشفته دارد همانند جوینده‌ای است كه پس از كندن چند وجب از خاك، نقطه دیگری نظرش را جلب كرده و جهت كندن آنجا، از كارش دست می‌كشد.

3) در یك ذهن آشفته، ارزش‌ها مرتب عوض می‌شوند؛ زیرا حاصل تجربه و فراست نبوده‌اند. شخص با یك ایده روبرو شده و آن را به عنوان ارزش می‌پذیرد. سپس با ایده دیگری روبرو می‌شود و آن را به عنوان ارزش جدید می‌پذیرد.

4) در یك ذهن آشفته، شخص نمی‌تواند از كارهایش دفاع كند؛ زیرا آنها را با معیار و دلیل محكم و روشن، انتخاب نكرده است.

5) كسی كه یك ذهن آشفته دارد، ثبات شخصیت ندارد؛ بنابر این محیط بر او تأثیر می‌گذارد. با از دست دادن یك چیز كوچك ناراحت و اندوهگین می‌شود و با به دست آوردن یك چیز كوچك غرق شادی می‌شود. هیجانی است و احساساتش كاذب می‌باشد.

6) از یك ذهن آشفته، عمل نمی‌بینیم بلكه یك‌سری ایده است كه معمولاً تا عملی‌شدن فاصله زیادی دارند و امكان رسیدن به آنها نیست.

7) كسی كه ذهنی آشفته دارد، قدرت اراده ندارد. داشتن اراده، نیازمند ثبات است. تا زمانی به عهد خود پایبند می‌مانیم كه اصل آن را پذیرفته باشیم و آن اصل، برایمان مهم و با ارزش باشد. وقتی كه شخص، قدرت ثبات را از دست داد، دیگر نمی‌تواند برسر عهد خود باقی بماند.

8) كسی كه دارای ذهنی آشفته است، توان تصمیم‌گیری ندارد و دائماً از محیط و دیگران تأثیرپذیر است و در برابر آنچه به او عرضه می‌شود از جمله تبلیغات، مغلوبه است.

9) یك ذهن مشوش، نمی‌تواند انرژی‌هایش را حفظ كند بنابراین زود خسته می‌شود و با رسیدن به اولین نتایج و محصولات دست از كار می‌كشد و یا این‌كه نمی‌تواند خطاهای كار خود را پیدا كند، بنابراین دائماً این خطاها را تكرار می‌كند.

10) كسی كه دارای ذهنی آشفته است، در برابر مسایل، قدرت انتخاب و انعطاف را از دست می‌دهد.

حال كه با ضرورت هدف آشنا شدیم، كمی هم درباره ویژگی‌های آن صحبت كنیم. اولین مطلبی كه خوب است در این باره بدانیم، این است كه هدف با آرزو تفاوت دارد. آرزو یعنی رسیدن به چیزی كه آن را نداریم ولی هدف یعنی آشكار كردن آنچه كه داریم ولی هنوز ناپیداست. معمولاً هدف با آرزو اشتباه ‌گرفته می‌شود. آرزو، ما را از واقعیت دور می‌كند و به توهم می‌كشاند و ذهن را اسیر و آشفته خود می‌كند بنابراین بهتر است كه از آن اجتناب شود.
هر كدام از ما گنج‌های بی‌شماری در درونش دارد كه لازم است كه این گنج‌ها را استخراج و آشكار كند؛ گنج‌هایی همچون دانایی، مهربانی، آرامش، اقتدار، پاكی، اخلاق نیكو، حیاء و ... . این گنج‌ها كه همگی حالتی كیفی دارند، می‌توانند با توجه شرایطی كه در آن آشكار می‌شوند، تبدیل به نتایج و ثمرات عینی ‌شوند. برای مثال، آن‌كس كه دانایی خویش را آشكار ‌كند، معلمی خواهد شد كه تعالیمی را ارائه می‌دهد و شاگردانی را تربیت می‌كند تا این تعالیم را پاسداری كنند؛ آن‌كس كه اقتدار خویش را آشكار كند، رهبری خواهد شد كه یارانش را در راه رسیدن به هدف‌شان یاری می‌كند و به همین ترتیب همه گنج‌ها، دست‌آوردهای عینی و ملموس خواهند داشت.

تحقق یك هدف، فرایندی است كه در آن كیفیتی تبدیل به كمیت(هایی) می‌شود. این فرایند چهار مرحله دارد كه عبارتند از : قصد، مأموریت، افق حركتی و برنامه. هركدام از این مراحل، ویژگی‌هایی دارند و پرداختن به آنها شرایطی دارد.
منبع : مقاله " هدفم چیست؟ "-تهیه کننده : مهندس حمیدرضا همتی-





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه سی ام مردادماه سال 1396 09:51
Fine way of describing, and nice post to get information concerning my presentation topic, which i am going to present in institution of higher education.
یکشنبه پانزدهم مردادماه سال 1396 21:55
Your method of telling everything in this piece of writing
is truly good, all can effortlessly be aware of it,
Thanks a lot.
شنبه هفتم مردادماه سال 1396 09:19
Fantastic items from you, man. I have be mindful your stuff previous to and
you're just extremely great. I really like what you have bought right here, really like what you are saying
and the way in which during which you assert it.
You are making it enjoyable and you continue to take care
of to stay it wise. I can not wait to learn far more from you.
That is really a great website.
سه شنبه بیست و دوم فروردینماه سال 1396 10:34
This is the perfect website for anybody who hopes to understand this topic.
You realize a whole lot its almost hard to argue with you (not that I actually will need to…HaHa).
You definitely put a new spin on a subject which has been discussed for ages.
Wonderful stuff, just wonderful!
دوشنبه بیست و یکم فروردینماه سال 1396 19:11
You made some good points there. I looked on the web for more info
about the issue and found most people will go along with your views on this web site.
دوشنبه بیست و یکم فروردینماه سال 1396 09:24
This article is really a good one it helps new
web visitors, who are wishing in favor of blogging.
جمعه یازدهم فروردینماه سال 1396 10:27
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to
say that I have truly enjoyed browsing your blog posts. In any case I'll be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
جمعه بیست و یکم فروردینماه سال 1394 03:17
سلام.راه برطرف کردن این ذهن آشفته چیه؟
پنجشنبه هفتم آذرماه سال 1392 21:16
سلام آقا علی تبریک میگم وبلاگ خیلیییییییییییییییییییی آمزنده ای دارین با اجازه تون چند تا از مطالبتون کپی کردم امیدوارم که ناراحت نشین خوشحال میشم به کلبه من هم سر بزنین
چهارشنبه یکم خردادماه سال 1392 19:28
سه شنبه هفدهم بهمنماه سال 1391 19:24
کفش هایم اینجا کنار جدول های تنهایی

دلتنگ راه رفتن با تو شده اند.

لباس هیام دیگر عطر معطر نفس هایت را به دوش نمی کشد

دستانت ر از من گرفته ای شاید

که در این تلخ غروب تنهایی

حس مبهم حضورت را تلقین می کنم به باورهایم

کاش قاب خالی اتاق پر بود از خنده هایت و من جای تو

گریه هایت را داشتم میان مروارید چشمانت

فضای سرد اتاق این بار مرا با خود می برد

زمستان سرد می وزد و من ادم برفی دل تو شده ام




ببخشید دیر اومدم
لطف کردی اومدی

جالب بود
علی رضا دره زرشکیسلام

شما بجاش بیشتر سر بزنید
دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1391 10:50
سلام آقا علیرضا
کم پیدایین
سر نمی زنین!
موفق باشین
علی رضا دره زرشکیسلام کجایی نمیای سرماها
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام به وبلاک من خوش اومدید من علیرضا 23 ساله فارغ التحصیل روانشناسی دانشگاه یزد
ساکن یزدم
خیلی خوشحال میشم با نظراتتون من را راهنمایی کنید

مدیر وبلاگ : علی رضا دره زرشکی
صفحات جانبی
نظرسنجی
دوست دارید چه مطلبی بذارم





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
من و تو