تبلیغات
روان شناسی - تفسیر نقاشی کودکان
 
روان شناسی
من از یاد دادن آنچه كه یاد گرفته ام، هرگز خسته نشده ام. این تنها خدمت ناچیزی است كه می توانم آن را به خود نسبت دهم
درباره وبلاگ


سلام به وبلاک من خوش اومدید من علیرضا 23 ساله فارغ التحصیل روانشناسی دانشگاه یزد
ساکن یزدم
خیلی خوشحال میشم با نظراتتون من را راهنمایی کنید

مدیر وبلاگ : علی رضا دره زرشکی
نظرسنجی
دوست دارید چه مطلبی بذارم





دوشنبه دوازدهم اردیبهشتماه سال 1390 :: نویسنده : علی رضا دره زرشکی
خطوط در نقاشی کودک
خطوط نازک و هماهنگ در نقاشی کودک نشان دهنده ی سازگاری کودک است.
خطوط کوچک وفشرده نشانه ی ناراحتی درونی کودک است.
خطوط مارپیچ نشانه ی پرخاشگری در کودک است.
خطوط نازک وملایم احساسات عاطفی کودک را میرساند.
خطوط کوتاه خجالتی بودن و خطوط کمرنگ کمبود جوش وخروش را میرساند.
اگر در صفحه نقاشی بیشتر از نصف صفحه خالی بماند ونقاشی کوچک باشد نشانه ی اعتماد به نفس پایین کودک است.




اگر کودک مرتب نقاشی کند وپاک کند نشانه ی ترس و اضطراب درونیست.
در مورد نقاشی خانه اگر در وپنجره ای برای خانه نکشد نشانه ی وابستگی شدید به مادر است
بهترین نقاشی که نشانه ی روان سالم در کودک است کشیدن خانه با دود کش و پنجره ودر و پرده و آنتن است.
خورشید در نقاشی کودک نماد پدر است .خورشید با چشم و ابرو رابطه ی خوب با پدر را میرساند و خورشید سیاه تیرگی رابطه با پدر را میرساند.
اگر کودک آدمکی را نقاشی کند:
سر بزرگتر از بدن ناسازگاری کودک را میرساند.
سر به تنهایی بدون بدن اضطراب را میرساند.
سر کوچک با تن بزرگ نشاندهنده ی دروغگو بودن کودک است.
بچه های با مشکل وسواس برای آدمکها انگشت نمیگذارند.
در نقاشی کودکان زمین نماد ثبات، آسمان نماد همت و پاکی، ماه وستاره نماد خلا و نیستی، ماشین نماد قدرت، گل نماد مسایل جنسیست خصوصا گل رنگی!، ابر نماد پنهان کاری، تپه نماد وابستگی به سینه مادر و کوه نماد استقامت است.

1ـ خورشید و ماه
در اغلب نقاشیهای كودكان، خورشید دیده می شود. خورشید نشانه ی امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشید را در حال درخشیدن می كشد و وقتی رابطه ی آن دو مطلوب نیست كودك خورشید را در پشت كوه ناپدید می كند.
ترس كودك از پدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده می شود. البته با یك نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلكه باید چندین نقاشی كودك را بررسی كرد. ماه نشانه ی نیستی است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان می كشند. كودكان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند.
2ـ آسمان و زمین
آسمان به معنی الهام و پاكی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. كودكان خیلی كوچك هیچ وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی كنند، ولی در سن 5 یا 6 سالگی كه آغاز به درك دلایل منطقی می كنند به كشیدن زمین نیز می پردازند.
3ـ اتومبیل
درجامعه ی امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای كودكان مخصوصاً پسر بچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یكی از اعضای خانواده كه اغلب پدر و گاهی خود كودك است، رانندگی می كنند، از دیدگاه برون فكنی اهمیت پیدا می كند. بیشتر نوجوانان به بهانه ی اینكه كشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از كشیدن شكل آدم خودداری می كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن كشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده ی وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ و عوامل ذهنی و… نوجوان دارد.
4ـ حیوانات
اگر در نقاشی كودك شما تصاویر حیوانات دیده می شود ، ممكن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پی به آن می برید. كودكی كه در روستا زندگی می كند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است كه حیوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگی كودك در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر كودك به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می كند. گاهی ممكن است كودك احساس گناه و تقصیری را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد. مثلاً كودكی ممكن است به دلیل اینكه دیشب درجایش خرابكاری كرده و سرزنش شده ، احساس گناه كرده باشد و در نقاشی اش شكل حیوان خاصی را مثل مارمولك بكشد. كشیدن حیوانات درنده نشانه ی فشارهای درونی مخفی كودك است. مثلاً كودكی كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می كند، در نقاشی ممكن است گرگ بكشد كه این نشان دهنده ی ترس و دلهره ی كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشید كه در تجزیه و تحلیل نقاشی كودكان كه كاری بسیار ظریف و حساس است چون یك كار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. كودك شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب كند. شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی كردن باید آزادی كامل داشته باشد. در پایان نقاشی از كودك بخواهید كه در مورد تصاویر كشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی كودك كمك می كند. كودكان را به كشیدن تشویق كنید اما آنها را مجبور نكنید كه همین الان برای شما نقاشی بكشند.
سر درآوردن از دنیای نقاشی بچه‌ها
بچه‌ها معمولاً در یک سالگی قلم به دست می‌گیرند و با آن به کاغذ ضربه می‌زنند، بدون آن‌که بتوانند اثری روی کاغذ به جا بگذارند. کم‌کم در حوالی 18 تا 20 ماهگی، موفق به کشیدن خطوط می‌شوند و میل ذاتی‌شان به اثر‌گذاری و لذت بردن از کارهای خودساخته، مهم‌ترین عامل در بروز شکل‌گیری این خطوط است. آن خط‌خطی‌های اولیه به مرور زمان، معنا و مفهوم بیشتری پیدا می‌کنند و در حدود سه سالگی، دیگر خط‌نگاری کودک فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد روی کاغذ نیست، بلکه او سعی می‌کند با ترسیم تصاویر، احساسات درونی‌اش را متناسب با تجربه‌های زندگی کوتاه‌مدتش بروز دهد. از پنج شش سالگی به بعد، کودک قدرت و توجه بیشتری برای نظارت بر واقعیات بیرونی پیدا می‌کند و چون لغات بیشتری آموخته، بهتر از قبل می‌تواند اختلاف اشیا را با هم درک کند. او در این دوران، فقط جنبه‌هایی از اشیا را ترسیم می‌کند که خودش شناخته، و نه آن‌چه در ظاهر می‌بیند. بنابراین نقاشی در این دوران، ترسیمی است از چیز‌هایی که برایش مهم‌اند، حتی اگر در واقعیت قابل رویت نباشند. وقتی پای ارتباط نقاشی و خلاقیت بچه‌ها به میان می‌آید، علی‌محمد جزایری، مدرس آموزش هنر به کودکان، می‌گوید: «منحنی خلاقیت تا 9 سالگی سیر صعودی دارد و بعد از آن، سیر نزولی.» او انضباط حاکم بر مدرسه، فرایند بلوغ بچه‌ها، توجه به جنس مخالف و یادگیری روش‌های جدید برای بروز احساسات و ذهنیات را از مهم‌ترین دلایل کاهش منحنی خلاقیت کودکان بیان می‌کند و می‌گوید: «به همین دلیل، نقاشی یک جوان 18 ساله از یک شی‌ء مانند درخت، تا حدود زیادی شبیه آخرین نقاشی‌های او از همان شی‌ء در سن 12 تا 13 سالگی است.»
نقاشی بچه‌ها از محتوا تا عمق
همه نقاشی‌ها دارای عمق و محتوا هستند. محتوا همان موضوع نقاشی است که می‌تواند آدم، درخت و. . . باشد و عمق، آن مفهومی است که از نقاشی به ذهن می‌رسد؛ مثلاً، یک آدم خوشحال یا غمگین یا عصبانی. دکتر سهامی، فوق‌تخصص روان‌پزشکی اطفال، معتقد است تصویری که کودکان از خودشان می‌کشند، با تصویری که آن‌ها از خودشان در ذهن دارند، ارتباط مستقیم دارد. او می‌گوید: «دختر‌بچه‌هایی که همیشه در خانواده، از آن‌ها تعریف و تمجید می‌شود، معمولاً تصویر خودشان را زیبا و با لباس‌های پف‌دار می‌کشند و این خیلی خوب است که بچه‌ها خودشان را دوست داشته باشند.» نقاشی کودکان برای روان‌پزشکان اطفال آن‌قدر مهم است که گاهی آن‌ها از همین نقاشی‌ها به عنوان یکی تست تشخیصی استفاده می‌کنند. دکتر سهامی در خصوص این تست می‌گوید: «ما معمولاً با نقاشی، یک شکل نیمه‌کاره می‌کشیم و از کودک می‌خواهیم آن را ادامه بدهد؛ بچه‌هایی که آن را خوب و قشنگ ادامه می‌دهند، معمولاً بچه‌های خوشحال و شادی هستند ولی کودکانی که شکل را تبدیل به یک نقاشی زشت و ترسناک می‌کنند، معمولاً از وحشت‌های مستقیم یا غیر مستقیم رنج می‌برند.» اصول تفسیر نقاشی کودکان روان‌شناسان معتقدند در تمام اجزای نقاشی کودکان، از رنگ‌ها گرفته تا خطوط و اندازه‌ها، رازی نهفته است. آن‌ها به عنوان مثال، دقت بیش از حد بچه‌ها را به هنگام نقاشی یا تلاش فوق‌العاده‌شان را برای این‌که هر چیزی سرجای خودش ترسیم شود، نشانه‌ای از استعداد ابتلا به وسواس می‌دانند. البته چیزی که قبل از تفسیر نقاشی‌های کودکان باید در نظر گرفت، توجه به شرایط و امکانات در دسترس آن‌ها است. نمی‌شود از یک کودک با امکانات محدودتر و در شرایط دشوارتر همان انتظاری را داشت که از کودک دیگری با امکانات بیشتر و محدودیت‌های کمتر. اما به هر حال، اصول مشخصی در تفسیر نقاشی کودکان وجود دارد؛ مثلاً گفته می‌شود که خطوط نقاشی کودک، به تنهایی و بدون وابستگی به محتوای اثر، می‌تواند بازتاب حالت‌های روحی و فکری او باشد؛ به نحوی که خطوط باز و بلند از راحتی و خوشحالی آن‌ها حکایت می‌کند و در مقابل، خطوط فشرده و کوتاه حاکی از ضعف عصبی آن‌ها است و خطوط کوتاه و ناپیوسته‌ای که احساس می‌شود کودک در کشیدن آن‌ها دچار تردید شده یا از کشیدن آن‌ها منع شده، نشانه خجالتی بودن او است. فضای نقاشی هم یکی دیگر از ارکان نقاشی است که نشان‌‌دهنده نحوه ارتباط و شیوه واکنش نشان‌ دادن کودک به محیط اطراف است. بچه‌های خجالتی و کم رو که اعتماد به نفس پایین‌تری دارند، معمولاً ترجیح می‌دهند در یک کاغذ کوچک یا در گوشه صفحه یا در قسمت محدودی از فضای صفحه نقاشی بکشند. کودکان غمگین و گوشه‌گیر معمولاً نقاشی‌هایشان را متمایل به سمت چپ کاغذ می‌کشند و بچه‌هایی که خط‌خطی‌هایشان را در مرکز کاغذ قرار می‌دهند، معمولاً بر احساساتشان توجه و تمرکز بیشتری دارند. در بیشتر موارد، اولین کسی که کودک در نقاشی‌هایش شکل او را می‌کشد، مهم‌ترین فرد از لحاظ عشق و علاقه یا ترس و دلهره در زندگی او است. شکل اول، معمولاً همان کسی است که ذهن کودک را بیشتر از دیگران به خود مشغول کرده است. بچه‌ها این شکل را با دقت زیاد و رعایت جزئیات بیشتری ترسیم می‌کنند و برعکس، کم‌اهمیت‌ترین فرد برای کودک، یا اصلاً نقاشی نمی‌شود یا کوچک‌تر و دورتر از همه و با کم‌ترین جزئیات ممکن نقاشی می‌شود. اگر کودک، تصویر خودش را در نقاشی‌های خانوادگی نکشد، این امر نشانه عدم احساس راحتی او در خانواده است. دکتر سهامی درباره اهمیت توجه به جزئیاتی از این قبیل می‌گوید: «چیزی که من در نقاشی کودکان به آن توجه می‌کنم، همین جزئیات است؛ چون جزئیات نشانه هوش است و بچه‌هایی که جزئیات را بهتر می‌کشند معمولاً باهوش‌ترند. بچه‌ای که هر 5 انگشت دست‌ آدم را توی نقاشی‌هایش ترسیم می‌کند، بچه‌ با‌هوشی است. با‌هوش‌ها معمولاً با دقت زیادی تمام اعضای بدن را می‌کشند و فراموش کردن برخی از اجزا شاید فقط از سر بی‌توجهی‌شان باشد اما اگر کودکی همیشه یک عضو یا یک چیز مشخص را نکشید، این می‌تواند معنای خاصی داشته باشد.» دکتر سهامی توصیه می‌کند که در دادن موضوع نقاشی به کودکانمان نیز از موضوعات کلی و ملموس استفاده کنیم: «مثلاً از آن‌ها بخواهیم یک مزرعه خوشحال، یک محل خطرناک یا یک دنیای تمیز را نقاشی کنند. مهم‌ترین رکن در نقاشی کودک، خوشحالی است. بچه می‌تواند حتی یک کوسه را خوشحال بکشد. باید اجازه بدهیم بچه‌ها بدون محدودیت نقاشی بکشند و آموزش‌هایمان را به بعد از 7 سالگی موکول کنیم؛ چون تا قبل از این سن، بازی و نقاشی آزاد به مراتب بهتر و مفیدتر از هر آموزشی است.» بزرگ‌نقاشان کوچک کپی کردن از نقاشی دیگران، مانع بروز خلاقیت کودکان می‌شود و تکرار این کار می‌تواند نشانه ضعف اعتماد به نفس کودک باشد. اما در مقابله با چنین مواردی، واکنش شدید و مستقیم والدین نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه باعث افزایش حساسیت و گرایش بیشتر کودک به این کار می‌شود. در چنین شرایطی بهتر است از یک مشاور یا کارشناس کمک خواست و البته نباید فراموش کرد که اصلاً نیازی نیست بچه‌ها حتماً خوب نقاشی بکشند یا در آینده یک نقاش ماهر و حرفه‌ای بشوند. نقاشی برای کودکان صرفاً ابزاری است برای بالا بردن کیفیت رشد روحی، عاطفی و فکری. لابد قبول دارید که تربیت آدم‌های بزرگ به مراتب مهم‌تر است از تربیت نقاش‌های ماهر. نقاشی کودکان فقط بهانه‌ای است برای تربیت چنین آدم‌هایی. اگر‌چه علاقه به نقاشی در همه کودکان وجود دارد و نقاشی نکشیدن یک بچه می‌تواند نشانه ضعف او در برقراری با دیگران یا بی‌علاقگی او به چنین ارتباطاتی باشد اما کمبود امکانات نقاشی، پافشاری‌ والدین در نقاشی کشیدن کودکان یا بی‌توجهی آن‌ها به نقاشی کودک و به ویژه تمسخرشان می‌تواند زمینه‌های بی‌انگیزگی بچه‌ها را فراهم کند. خط‌خطی‌هایشان را تشویق کنید برای افزایش علاقه بچه‌ها به نقاشی، باید آن‌ها را تشویق کرد. این کار به افزایش اعتماد به نفس و شکوفایی خلاقیت آن‌ها نیز منجر می‌شود. کم‌ترین تشویق بزرگ‌ترها معمولاً تعریف و تمجید شفاهی از نقاشی کودکان است و نصب نقاشی آ‌ن‌ها به دیوار اتاق نیز می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین تشویق‌ها برای کودکان باشد. اگر می‌خواهید انگیزه نقاشی را در بچه‌هایتان بیشتر کنید، بهتر است خودتان هم با فرزندتان همراه شوید. یک کاغذ بردارید و بدون این‌که به کودک‌ نشان دهید چه می‌کشید، با حالتی کودکانه سعی کنید در حال نقاشی کردن، حس کنجکاوی او را تحریک کنید و بعد از تمام شدن نقاشی، آن را به خود کودک و سایر اعضای خانواده ‌نشان دهید و پیشاپیش از دیگران بخواهید در برابر نقاشی‌تان هیجان‌زده شوند. ساعتی از روز‌های تعطیل خودتان را به کار با رنگ و ترکیب‌ آن‌ها با هم (حتی رنگ‌های پلاستیک ساختمان) اختصاص بدهید و از کودک‌ بخواهید در مورد نقاشی‌هایش برایتان توضیح بدهد. مطمئن باشید با استفاده از این روش‌ها، علاقه فرزندتان به نقاشی چند برابر خواهد شد. علی‌محمد جزایری، مدرس آموزش هنر به کودکان، معتقد است نقاشی یک هنر اکتسابی است که نیاز به استعداد خاصی ندارد. او سرسختانه معتقد است که: «آن‌چه در هنرمند شدن افراد مؤثر است، آموزش خوب و محیط مناسب و امکانات کافی است و نقش مربی و به ویژه والدین در این میان از اهمیت زیادی برخوردار است. شرایط محیطی خوب، امکانات مناسب و تشویق به موقع، به خصوص در همان مراحل اولیه که کودک فقط خط‌خطی می‌کند، می‌تواند زمینه را برای شکوفایی استعداد این هنر مهیا کند. والدینی که به خط‌خطی‌ بچه‌هایشان بها می‌دهند، فرزندانی به مراتب موفق‌تر از دیگران خواهند داشت.» رنگ‌ها به صدا درمی‌آیند کارشناسان معتقدند تعداد رنگ‌های به کار‌ رفته در نقاشی‌ کودکان از اهیمت زیادی برخوردار است. بچه‌هایی که در زندگی با مشکلات بیشتری مواجه‌اند، بچه‌های طلاق و بچه‌هایی که به هر ترتیب، در زندگی‌شان شوک بدی به آن‌ها وارد شده، معمولاً در نقاشی‌هایشان بیشتر از سه رنگ استفاده نمی‌کنند و اغلب اوقات، یکی از این سه رنگ‌ نیز بنفش است که علاقه کودکان به این رنگ، گویای اضطراب آن‌ها است. درمقابل، بچه‌هایی که آسودگی بیشتری دارند، معمولاً بیشتر از پنج رنگ در نقاشی‌هایشان استفاده می‌کنند. برای بیشتر بچه‌ها، نقاشی کشیدن به مثابه یک سرگرمی جذاب است و نتیجه نقاشی چندان مورد توجهشان نیست. به همین دلیل، به مربیان نیز توصیه می‌شود به روند نقاشی اهمیت بدهند و امکانات کافی را برای بچه‌ها فراهم کنند. ضرورتی ندارد که آن‌ها حتماً از رنگ‌های واقعی در نقاشی‌هایشان استفاده کنند؛ لزومی ندارد که همیشه برگ‌ها را سبز بکشند. بچه‌هایی که در زندگی با مشکلات بیشتری مواجه‌اند، معمولاً اثر رنگ‌ها را با فشار بیشتری روی کاغذ اعمال می‌کنند و بیشتر اوقات، نقاشی‌‌شان فقط خط‌خطی است

شناخت تعارض های روانی كودكان براساس ترسیم نقاشی
نقاشی كودك، نوعی بازی است. در تمام دوره كودكی و تا مرزهای نوجوانی اكثر كودكان به طور منظم به مجموعه ای از فعالیت های ترسیمی می پردازند و بدین ترتیب روابط زیادی با واقعیت ها برقرار می سازند. كودكان با استفاده از شیوه های مختلف، تصور خود را از جهان به نوعی ترسیم می كنند. این فعالیت با مدت اكتشاف و تجربه همراه است. حدودا از پایان نخستین سال زندگی بسیاری از كودكان فعالیتی كه می توان آن را ترسیم یا نگارگری نامید از خودشان بروز می دهند كه ابزار آن یك مداد و قلم است اما ممكن است از انگشت، اسفنج، یك تكه ذغال، یك تكه گچ یا یك تیره چوب یا هر شی دیگر نیز استفاده كنند. نقاشی عمدی (ارادی) از دومین سال زندگی به صورت ترسیم خطوط درهم و برهم شروع و به تدریج با رشد حركتی- ادراكی ادامه می یابد یعنی بعد از مرحله ای كه كودك از دست خود تبعیت می كند در مرحله بعدی چشم به هدایت دست می پردازد. به نظر اكثر محققان در جریان سومین سال زندگی نخستین نقاشی های تقلیدی ظهور می كنند. مراحل تحول نقاشی در بین فعالیت های كودك، نقاشی از تحولات شناختی، عاطفی، اجتماعی تاثیر می پذیرد و به مقیاسی وسیع در تشخیص روانی و روان درمانگری به كار گرفته می شود. قبل از 2 سالگی: نقاشی هایی ایجاد می شود كه ناشی از فعالیت حركتی، بدون مهارگری دیداری است. این مرحله، مرحله خط خطی كردن است. از 2 تا 3 سالگی: تقلید از موقعیت ها دیده می شود. این مرحله، مرحله آغاز حركت ترسیمی است. از 5 - 3 سالگی: در این مرحله كودك تا حدی به الگو توجه می كند اما غالبا طرحی اجمالی و قالبی را جانشین آن می سازد از 5-9 سالگی: مرحله نسخه پردازی (بازپدیدآوری) از شكل های هندسی است، به ترتیب از دایره، مربع، مثلث، لوزی تا شكل های پیچیده.در این مرحله نقاشی هایی كه عناصر مختلف تجسم در آنها متمایز گردیده اند، تولید می شود همچنین تركیب طرح های پایه با جزئیات زیاد.از 9-13 سالگی: رها كردن اجمال گری به سود واقع نگری دیداری تر. نقاشی به مثابه یك تست فرافكن در زمینه بررسی اختلالات روانی در كودكان و نوجوانان و رفع دشواری های آنان، روانشناس و پزشك با مشكلاتی مواجه هستند كه مربوط به سازش با محیط خانوادگی است. كودك قسمت اول زندگی خود را در خانواده می گذراند، نخستین تجربه های سازشی وی با پدر و مادر و خواهران و برادرانش تحقق می یابند به قسمی كه اختلالات روانزاد كه در زمینه عاطفی یاعقلی بروز می كنند همواره یا با تعارض های ادیپی و یا با تعارض های رقابت با برادر و خواهر در ارتباط اند. این تعارض ها همواره به وضوح با مصاحبه آشكار نمی گردند چون آنچه خود را نشان می دهد نتیجه است و نه علت كه عمیق تر و غالبا پنهان است. نه پدر و مادر و نه خود كودك از آن خبر ندارند و با پرسیدن نخواهیم توانست به كشف انگیزه های عمیق اختلالات سازشی دست یابیم بخصوص اگر تعارض شدیدی بین كودك و یكی از اعضای خانواده اش وجود داشته باشد. برای آشكار ساختن آن باید كودك را به برون ریزی عمیق ترین احساساتش و شیوه ای كه در عمق وجود خویش در ارتباط با شخص موردنظر برگزیده است، هدایت كنیم تا كودك بتواند آنچه را در دل دارد آزادانه بیان كند و نقاشی وسیله این بیان آزاد است بخصوص نقاشی خانواده به كودك اجازه می دهد كه تمایلات سركوفته در زمینه ناهوشیار خود را برون ریزی كند و از این راه است كه كودك می تواند واقعی ترین احساساتی را كه نسبت به كسان خود دارد برای ما آشكار سازد. به عبارتی می توان نقاشی را یك تست شخصیت قلمداد كرد كه می توان برمبنای قوانین فرافكنی به تفسیر آن پرداخت. به كار بستن این تست آسان است و می توان سریع اجرا و تفسیر كرد، حدود 30 دقیقه برای آزمونگر ورزیده كه كودكان و نوجوانان به آزمایش شدن با این تست به خوبی تن در می دهند و این تست از 5-6 سالگی به خوبی قابل اجراست و جز به یك میز و یك ورق كاغذ و یك مداد به لوازم دیگری نیاز ندارد. در وهله نخست به كودك نمی گوییم كه خانواده ات را نقاشی كن بلكه به او می گوییم یك خانواده را نقاشی كن. خانواده ای كه در فكرت به وجود می آوری. در وهله دوم، بعد از اجرای نقاشی توسط كودك با او مصاحبه ای به عمل می آوریم كه در آن از وی خواسته می شود نقاشی خود را شرح دهد، اشخاص ترسیم شده را مشخص كند و نقش و جنس و سن و روابط متقابل آنها را معین نماید. سپس از كودك می خواهیم ترجیح ها یا نفرت های خود را نسبت به اشخاص مختلفی كه در نقاشی آمده اند ابراز نماید. آن گاه به همسان سازی بپردازد یعنی بگوید كه دلش می خواست كدامیك از اشخاص نقاشی باشد. مزیت این روش این است كه تفسیر شخصی كودك از تست كه بیش از هر شخص دیگری معنای نقاشی خود را می داند جانشین تفسیر روانشناس می گردد. در پرتو ترسیم یك خانواده،كودكان آثاری پدید می آورند كه با بررسی آنها پدر و مادر، مربیان و معلمان و پزشكان می توانند به سرعت به اندیشه ای درباره تحول روانشناختی و ماهیت مشكلات احتمالی آنان دست یابند. در بین تست های فرافكن، آزمون ترسیم خانواده به علت دستورالعمل گسترده آن یكی از بهترین تست هایی است كه به كودك اجازه می دهد دنیای اجتماعی خود را به میل خویش بنا كند یعنی هر اندازه دلش می خواهد از واقعیت عینی فاصله بگیرد. وقتی از كودك می خواهیم یك خانواده تخیلی رسم كند ابتدا در ذهن خود براساس اصل واقعیت، تركیب خانواده واقعی خود را مجسم می نماید و سپس با صرفنظر كردن از هر نوع تفنن و خیالبافی و برحسب سلسله مراتب سنی و درجه اهمیت به ترسیم پدر، مادر، برادران و خواهران بپردازد. كودك در نقاشی خود به تجسم خانواده واقعی نمی پردازد بلكه خانواده تمایلی خود را ترسیم می كند. در این صورت كافی است كه تولید تخیلی كودك را با تركیب خانواده واقعی مقایسه كنیم تا تغییر شكل ها، حذف ها و اضافات را و اینكه تمایلات عاطفی در كدام جهت و تا چه اندازه دید وی را از واقعیت دگرگون می كند مشاهده كنیم.كودكی كه دچار اضطراب است اضطراب خود را چگونه در نقاشی منعكس می كند؟
- وقتی تهدید خطرناكی كه اضطراب را به راه می اندازد، از برون حادث شود كودك بی چون و چرا آن را حذف می كند.
- اگر یك كودك نسبت به برادر كوچكش حسادت كند، ممكن است در نقاشی او را حذف كند (نفی وجود)، یا آنكه وی را در موضع فرزند بزرگتر قرار دهد و خود را به شكل بچه كوچك تر ترسیم كند (معكوس كردن نقش ها) یا بالاخره به سادگی جای او را بگیرد (همسان سازی با رقیب.)
- اگر كودك به دلیل شیطنت از كیفر می ترسد علی رغم واقعیت خود را به منزله مهربان ترین فرد توصیف خواهد كرد یا آنكه خود را در سنینی قرار خواهد داد كه هنوز شیطنت نمی كرده است (واپس روی) و اگر پسر باشد ممكن است خود را با ویژگی های یك دختر مطیع و مهربان به تصویر بكشد و بالعكس اگر دختر باشد خود را در هیئت یك پسر مجسم كند (جابه جایی.)
دفاع های “من” چگونه در تست ترسیم خانواده خود را نشان می دهد؟
-1 ارزنده سازی شخص اصلی نقاشی از دید روان تحلیلگری، فرد ارزنده سازی شده كسی است كه كودك بیشترین نیروی عاطفی خود را در وی سرمایه گذاری می كند. ارزنده سازی یكی از افراد خانواده به منزله نشانه روابط بسیار معنادار كودك با فرد ارزنده سازی شده است و این شخص كسی است كه كودك وی را مهم تر از همه می داند و مورد تحسین قرار می دهد یا مورد غبطه یا ترس واقع می شود. شخص ارزنده سازی شده كسی است كه نخست ترسیم شده و غالبا نخستین جایگاه را در سمت چپ خانواده اشغال می نماید و غالبا یكی از والدین كودك است. اما وقتی نخستین شخص ترسیم شده یك كودك باشد یعنی كودك جاه طلبی خود را در این شخص متبلور كرده، جنس و نقش وی را برتر تلقی می كند و در عمق وجودش خواستار آن است كه جای وی را اشغال كند. اگر در وهله نخست خود را ترسیم كند، نشانه گرایش به خود دوستداری است. شخص ارزنده سازی شده بلندقامت تر از اشخاص دیگر نقاشی می شود.تصویر شخص ارزنده سازی شده با دقت ترسیم می گردد و كودك وقت بیشتری را صرف ترسیم آن می كند و خطوط تصویر كامل ترند و بهتر از سایر اشخاص، رنگ آمیزی شده و گاهی تنها شخصی است كه در ترسیم وی از رنگ استفاده شده است.
-2 ناارزنده سازی ها ابتدایی ترین مكانیسم دفاعی عبارت است از “نفی واقعیت” كه در ترسیم خانواده از راه حذف ساده و بی چون و چرای مورداضطراب زا بیان می شود بدین ترتیب
- اگر كودك شخص خود را ترسیم نكند می توان گفت كه وی در موقعیت كنونی خود از لحاظ سن و جنس احساس راحتی نمی كند و دلش می خواهد كس دیگری باشد. در واقع نمی توان تصور كرد كه یك كودك بتواند خود را از منظومه خانوادگی اش حذف كند پس باید پذیرفت كه وی خود را در قالب شخص دیگری به تصویر كشیده است و مایل است جای او را اشغال كند و با او همسان سازی كند.
ناارزنده سازی به صورت های زیر متجلی می شود:
-1 از دیگران كوچك تر كشیده می شود.
-2 در آخرین جا و غالبا كنار صفحه كاغذ قرار داده می شود مثل اینكه در ابتدای امر، قصد درنظر گرفتن جایی برای او نداشته.
-3 با فاصله از دیگران یا در سطح پایین از آنها دیگر كشیده می شود
-4 به خوبی دیگران ترسیم نمی شود یا جزئیات مهمی در تصویر وی از قلم می افتد.
-5 بی ارزش شمرده می شود.
-6 نام وی ذكر نمی شود در حالی كه نام همه اشخاص دیگر ذكر می گردد.
-7 به همسان سازی با وی مبادرت نمی كند و به ندرت معترف شخصیت آزمودنی است.
-3 اشخاص خط زده شده:
خط زدن آنچه ترسیم شده است، غالبا نشانه یك تعارض بین گرایشی است كه نخست در نقاشی فرافكنده شده و سپس در وهله دوم منع گشته است.
-4جابه جایی و اشخاص افزوده شده:
كودك گرایش سانسور شده را به یكی از خواهران یا برادران و گاهی هم به یكی از والدینش نسبت می دهد و در مقابل همه خصایص یك فرد غیرقابل سرزنش را برای خود قائل می شود.
اگر كودك یك یا چند شخص تخیلی را به ترسیم خود اضافه كند تمایل دارد تا آنچه را كه جرات تحقق آن را ندارد محقق سازد و هرچه شخص افزوده شده بیشتر باشد، نشان دهنده یك گرایش پراهمیت است. اضافه كردن یك حیوان به تصویر، نشان دهنده این است كه ممنوعیت كشاننده بسیار شدید است البته ممكن است كودك حیوانات را دوست داشته باشد و به این دلیل به ترسیم گربه یا سگ مانوس بپردازد كه از راه مصاحبه مستقیم می توان به این موضوع پرداخت.
اضافه كردن یك حیوانی كه در حقیقت وجود ندارد معرف كشاننده ای است كه كودك شهامت قبول آن را ندارد. پرخاشگری علیه والدین یا خواهران و برادران غالبا از راه یك حیوان وحشی بیان می شود.
-5 نزدیكی بین اشخاص و روابط با فاصله:
اگر دو فرد نزدیك هم كشیده شود نشان دهنده صمیمیت بین آنهاست. اگر این اشخاص دست های یكدیگر را گرفته باشند یا با هم بازی كنند، درجه صمیمیت بیشتر است.
اگر كودك با فاصله از دیگران قرار گرفته باشد در برقراری روابط با دیگر افراد خانواده مشكلاتی دارد، پرخاشگری علیه آنها دارد یا خود را از منظومه خانواده حذف شده می پندارد.
-6 همسان سازی ها: همسان سازی با واقعیت زمانی است كه كودك خود را در شرایط واقعی سن و جنس خود مجسم می كند و اظهار می داردكه “می خواهم خودم باشم”.
همسان سازی در سطح ناهوشیار، همسان سازی های عمیق تری هستند كه وقتی به سطح هوشیار فرد مراجعه می شود آشكار نمی گردد. این همسان سازی ها كه به كشاننده های سركوفته شده تعلق دارند كه از راه نشانه های ارزنده سازی در نقاشی می توان به وجود آنها پی برد. عضوی از خانواده كه بزرگ تر كشیده می شود شخص برگزیده برای همسان سازی است و یا وقتی یكی از اعضا را حذف می كند به دلیل كینه ای است كه نسبت به او دارد و برایش غیرممكن است كه او را به منزله موضوع همسان سازی انتخاب كند یا اشخاص افزوده شده نیز همیشه معرف همسان سازی كودك هستند. اگر چندین نفر افزوده شوند معرف چندین گرایش مختلف است كه فرد بین آنها سرگردان است.
چگونه تعارض های روانی كودك براساس تست ترسیم خانواده آشكار می شوند؟
كودك چگونگی روابط حال و گذشته اش را با والدین و خواهران و برادران در نقاشی خانواده فرافكنی می كند چون تمامی زندگی عمیق عاطفی وی به این روابط وابسته است. می توان انگیزش های كم و بیش پنهانی رفتار و خصوصا رفتار مرضی وی را براساس نقاشی، استنباط و آشكار كرد. پرخاشگری شدید نسبت به رقیب به ندرت در تست نقاشی ظاهر می شود. وقتی وجود یك خواهر یا برادر حسادت كودك را بر می انگیزد و موجب اضطراب شدید می شود با ترسیم نكردن او در نقاشی از خود دفاع می كند. وقتی كودك یكی از خواهران یا برادران یا در نقاشی خود حذف می كند نشان می دهد كه كودك با او بدترین روابط را دارد و نمی تواند با وی همسان سازی كند. حذف همه رقیبان نشان دهنده این است كه حسادت پرخاشگرانه همه خواهران و برادران را در بر می گیرد و بنابراین هیچ یك از آنها را ترسیم نمی كند. اگر كودك نقاشی خانواده را به ترسیم والدین محدود كند به عبارت دیگر بدون كودك نقاشی كند، ناارزنده سازی رقیب می تواند با تغییرشكل یا با قطع بخش های اصلی اندام وی مانند بازوها، پاها و چهره ها نشان داده می شود. حالت افسردگی در نقاشی كودك خود را به شكل انتقاد از خود و ناارزنده سازی خویشتن و واكنش واپس گرا بروز می كند و كودك خود را نامهربان ترین وبدبخت ترین می داند. در شدیدترین حالت افسردگی كودك خود را در نقاشی حذف می كند اما نه حذف كامل. در حد خفیف تر حالت افسردگی، كودك خود را ناارزنده می سازد.

تست خودشناسی
اول درخت نقاشی کنید بعد خود را بشناسید
درختی را كه كشیده اید با درختانی که در پایین صفحه موجود است مقایسه كنید . ببینید بیشتر شبیه كدام یك است . بعد شرح مربوط به آن درخت را بخوانید تا درباره خود و روحیه تان چیزهای جدید كشف كنید. برای این كه دوستانتان را بهتر بشناسید از آنها بخواهید كه درختی ترسیم كنند.
* كلید تست*
16 درخت در این تست وجود دارد . در درخت های شماره 1 تا 8 شكل شاخه ها مهم است و این تست ، روحیه شما را بر اساس فرمی كه به شاخه ها داده اید تجزیه و تحلیل می كند. از شماره 9 تا 16 شكل تنه درخت مورد نظر است. بدین ترتیب شما از این تست دو جواب به دست می آورید كه یكی مربوط به شكل تنه درخت است و یكی مربوط به شاخه هاست.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه نوزدهم بهمنماه سال 1392 10:01
باسلام وعرض پوزش درختی نبود تاخودمان را بهتربشناسیم
یکشنبه چهارم تیرماه سال 1391 19:17
مطلب جالبی بود. تست خودشناسی درختها نیستند!
علی رضا دره زرشکیچرا هست
دوشنبه هفدهم بهمنماه سال 1390 11:57
با سلام کدا م عکس درخت ها ؟ کجاست؟
علی رضا دره زرشکیعزیزم اینا کمی تخصصی هست باید یه نقاشی کودکمان بکشد ما تفسیرش کنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من و تو